من ازاین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران می خندم
من از آن روزی که دلدارم رفت
به غم و شا دی عشق دگران می خندم
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته است بدان میخندم
بی گمان نیست جهان غیر از هجر
بر شکوه شب هر وصل شما میخندم
سایه ای هست مرا فرصت گفتن نبود
در به روی هر سقف …. آسمان میبندم

دیگران می گویند : چه شود فرداها
من به دیروز و پری روز جهان میخندم
گفته بودندکه عشق اول بیخبری است
هست اما آرام من به این بیخبران میخندم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 16:41  توسط
|
سلام
باز اومدم
آخه این چند وقته پیرم در اومد
اسباب کشی داشتیم
دانشگاه هم که شونصد ساعت در هفته کلاس داریم
ای بابا
چه دوره زمونه ای شده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 20:25  توسط
|
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندوه گنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه ی کوچک ما سیب نداشت ...
.jpg)
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 15:58  توسط
|
سلام
من دوباره اومدم
دلم واستون تنگ شده بود
کنکورو دادم راحت شدم
میرسم خدمتتون
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 1:3  توسط
|
به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 0:7  توسط
|
تازگیا نمی دونم چرا این قد درب و داغونم
یا معتاد شدم خودم خبر ندارم
یا ایدز گرفتم
شایدم سرطان گرفتم
ولی بازم از رو نمیرمو واسه خودم سرخوشم
مامان اینا رفتن مسافرت
منم مث باقالی گندیده موندم خونه
البته پشیمون شدم
چون بر وبچ هیشکی تهرون نیست
شاعر میگه
"منم آن شکسته تاری که تواش نمی نوازی
چه فغان کنم ز دستی که شکسته تار ما را"
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 0:41  توسط
|
امروز تو مودشم یه چیز بگم بخندید
یارو لره میره خواستگاری . چایی رو که ور میداره دختره هول میشه میگوزه . لره میگه اگه نمی رینی یه دوتا قندم ور دارم!!!
/image/چرت%20و%20پرت/babies.jpg)
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 0:8  توسط
|
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد.....
.jpg)
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 0:25  توسط
|
من تمام چاله های این پیاده رو را
با قدم های تو می شناختم!
ای وای از دست طرح های نو سازی
شهرداری!!!!!
/image/چرت%20و%20پرت/sajed-2.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 11:52  توسط
|
قرارمان یک مانور کوچک بود!
قرار بود تیر های نگاهت مشقی باشد!
اما ببین...
یک جای سالم
بر قلبم نمانده است!!!
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:24  توسط
|